<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بیوگرافی ناظم التجار ارومیه</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/</link>
<description>شرح زندگانی و مبارزات حاج محمد ناظم التجار     </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 05 Nov 2009 16:47:29 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قطعه شعر بانو نیمتاج </title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>ایرانیان که فر کیان آرزو کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید نخست کاوه خود جستجو کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردی بزرگ باید و عزمی بزرگتر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا حل مشکلات به نیروی او کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آزاذیت به دسته شمشیر بسته است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردان مرد تکیه خود را بدو کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زنهای رشت زلف پریشان کشیده صف&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تشریح عیب های شما مو به مو کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوشیزگان شهر ارومی گشاده رو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در یوزه ها به برزن و بازار و کو کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بس خواهران به خطه سلماس بین که چون&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خون برادران همه سرخاب رو کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اندر طبیعت است که باید شود ذلیل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر ملتی به راحتی و عیش خو کنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نیم تاج بانو-دختر مسعود دیوان&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 16:47:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میر خلیل آقا</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 11:33:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حیات وحش منطقه</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description></description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 11:32:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حبیب آقا </title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>میرزا حبیب آقازاده ارومی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرزند حاج ناظم آقا و بیوک خانم اشرفی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولادت :۱۲۶۵ -۱۲۷۰ شمسی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وفات :اواخر اسفند ۱۲۹۶ شمسی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوان نترس و شجاع - فرانسه دان و تحصیل کرده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با روحیه آزادگی و جوانمردی همواره یاور مظلومان بود و خانه اش مامن ستم دیدگان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در وقعه جیلولوق چون مانع مطامع دشمن بود از پشت هدف گلوله و به قتل رسید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 11:20:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این تصویر میر ابراهیم هاشمی را با چند تن از نوه ها و کارگران منزل نشان می دهد.سال 1325 شمسی</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://mytasvir.com/photo/gallery/24ae190140b25b.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 11:16:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اطراف باغ درختان پسته است.تصویر در فصل بهار گرفته شده</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://mytasvir.com/photo/gallery/24ae18f6827d21.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 11:14:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://mytasvir.com/photo/gallery/24ae18e3556087.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG alt=&quot;این باغ توسط میر ابراهیم هاشمی غرس گردیده&quot; hspace=0 src=&quot;http://mytasvir.com/photo/gallery/24ae18e3556087.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;این باغ توسط میر ابراهیم هاشمی غرس گردیده&lt;/A&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 11:10:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واقعه منجر به قتل و شهادت حبیب آقا فرزند حاج ناظم آقا</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>حبیب آقا  پسر حاج ناظم آقا جوان نترس و شجاعی بود.منزلش در بند حاجی ناظم- کوچه واقع در ضلع شمال غربی چهار راه سیروس فعلی که خیابان مطهری را به مدنی متصل می کند - از کوچه های قدیمی مشهور ارومیه و جای نسبتا امن بود. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم از جاهای دیگر به این مکان پناه برده و چون حبیب آقا با آقا پطرس-رئیس امنیه ارومیه - آشنا و دوستی قبلی داشت نزد آقا پطرس رفت تا بلکه دو نفر کشیکچی برای محله از او بگیرد و در صورت حمله آسوریها و جیلو و ارامنه غافل گیر نشوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بالاخره اجازه کشیکچی را از آقا پطرس می گیرد. و دو نفر مسیحی در محله گمارده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز جمعه ای در منزل حبیب آقا مجلس روضه خوانی بود.شب همه انجا جمع شده بودند یک نفر آمد گفت که چند نفر مسیحی درب را می زنند و با حبیب آقا کار واجبی دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایشان گفتند مانعی ندارد درب را باز کنید بیایند.همینکه درب باز شد پس از چند دقیقه چهار نفر مسیحی مسلح وارد اطاق شدند پس از احوالپرسی و صرف چایی به حبیب آقا گفتند ما ماموریت داریم هر کجا کشیکچی داریم جمع اوری نموده به جنگ با اسماعیل آقا سیمیتقو اعزام تا انتقام مارشیمون رهبر خود را از او و اطرافیانش بگیریم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر قدر حبیب آقا خواهش و تمنا کرد که از بردن کشیکچی ها صرف نظر کنند قبول نکردند و گفتند دستور آقا پطروس است باید بدون چون و چرا اطاعت گردد در غیر اینصورت آقا پطروس ما را مجازات می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون جای بحث نبود آنها دستور را اجرا و کشیکچی ها را بردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حبیب آقا تصمیم می گیرد به همراهشان نزد آقا پطروس رفته شاید مجددا اجازه بگیرد. با هم روانه می شوند و گویا آقا ۱طروس موافقت نکرده و حبیب آقا با دست خالی مراجعت می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا ظهر از حبیب آقا خبری نشد غروب هم نیامد کم کم اضطراب اهل منزل بیشتر گردید کسی هم جرات نمی کند و نمی تواند از منزل بیرون برود و از حبیب آقا خبر بیاورد. شب هم فرا رسیده و کشیکچی ندارند. اهالی کوچه عده ای در منزل حبیب آقا می خوابند ولی بقیه اهالی نتوانستند بخوابند و تا صبح بیدار مانده و از چراغ هم استفاده نکردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خوشبختانه اتفاق بدی آن شب نیفتاد.صبح که شد همه نگران حبیب آقا بودند. هر کس ظنی می برد ولی چون وسیله ارتباطی نبود اطلاعی نداشتند.تا اینکه نزدیکیهای عصر معلوم شد حبیب آقا هنگام مراجعت از نزد آقا پطروس نزدیک قره صندو ق از ایوان یک ساختمان مخروبه از ناحیه پشت هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده و جنازه او را به خندق خرابه انداخته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از گدایان جلیقه او را از تن اش دراورده و دگمه های آنرا که نقره بود خارج نموده موقع فروختن یکی از فامیل دیده و شناخته بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند نفر با همراهی ماموری از مسیحیان رفته جنازه را به منزل آورده و پس از تشریفات مذهبی به خاک می سپارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حبیب آقا چون تحصیل کرده و فاضل بود و از اوضاع عالم آگاه و سر نترسی داشت جیلوها وجودش را مزاحم آرمان و امیال خود می دانستند. بهر ترتیب در اندیشه کنار زدنش بودند. گویی تا وجود داشت امکان فتح کامل شهر نبود و بدین ترتیب حبیب آقا هم قربانی جیلوها شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اقتباس از کتاب غارتگران-قاسم اشرفی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صفحات ۷۱-۷۳&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 12:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علل توسعه فرهنگی اورمیه مقارن جنگ جهانی اول</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>از ۱۸۳۴-۱۹۳۴ به مدت یک قرن میسیون آمریکایی در اورمیه فعالیت فرهنگی-مذهبی داشت. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و با تاسیس اولین مدرسه در قریه سر به سال ۱۸۳۹ کار سواد آموزی و تعلیم و تربیت اهالی آغاز و سپس اقدام به تاسیس مدرسه بزرگسالان و در نهایت دانشکده پزشکی گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ۱۸۸۳ اولین فارغ التحصیلان دانشکده پزشکی به جامعه وارد شدند. از دیگر اقدامات تاسیس دبیرستان علمیه معرفت تحت ریاست دکتر شد Dr.shedd در ۱۹۰۴ بصورت شبانه روزی بود و در رقابت دول با هم تاسیس مدارس دیگر توسط آلمان و فرانسه و انگلیس باعث شد تا عده زیادی از افراد این سامان تعلیم و تربیت یابند و با افکار و اندیشه های نو زودتر از تهران و سایر نقاط ایران آشنا شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بطوریکه سطح فکر و آگاهی مردمان این شهر و توجه به زیبایی شهرشان زبانزد بود و به سوئیس ایران معروفیت داشت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 10:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میر ابراهیم هاشمی</title>
<link>http://hajnazem.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>فرزند ارشد حاج ناظم آقا وسکینه خانم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متولد ۱۲۶۲/۲/۱ شمسی قره باغ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وفات ۱۳۳۲/۱۰/۸ شمسی تبریز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شغل :صراف - کشاورز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; شخصیتی بسیار خونسرد و آرام و مورد وثوق اهالی قره باغ و طرف شور و مشورت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنیانگذاری اولین مدرسه دولتی در قره باغ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سه خصلت از او بیادگار مانده :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اول اینکه در محیطی که تکیه کلام مردم سوگند است هیچگاه قسم نخورد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم احترام سفره و نان بود که مرعی می داشت و اهل خانه و مهمان موظف بودند ابتدا ریزه های نان را بخورند سپس قرص نان را.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوم هیچگاه حیوانی را چوب نزد و این رفتارش در حمایت از حیوانات چهره ای نیکو در نظرها گذاشته.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همسر :عنبر خانم علوی -آغا خانم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرزندان :میر خلیل -باقر (۱۳۱۰)-تقی (-۱۳۶۱) -رضا (۱۳۱۷) -عبداله -ربابه -جمیله -سکینه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 09:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hajnazem&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>hajnazem</dc:creator>
<guid>http://hajnazem.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
